اجتماعی 17 شهریور 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

نگاهی دقیق بر افزایش قیمت بنزین

✍ کمیل محمدی

افزایش نرخ سوم بنزین از پنج هزار تومان به ۱۰ هزار تومان، طبیعتاً برای مردم خبر خوشایندی نیست؛ به‌خصوص در شرایطی که فشار اقتصادی بر زندگی خانوارها بالاست و هر تغییری در قیمت سوخت می‌تواند نگرانی‌هایی درباره افزایش هزینه حمل‌ونقل و قیمت کالاها ایجاد کند.اما برای قضاوت درباره این تصمیم، باید یک قدم از عدد «۱۰ هزار تومان» فاصله گرفت و مسئله را در ابعاد بزرگ‌تری دید؛ مسئله‌ای که امروز بیش از آنکه فقط موضوع قیمت بنزین باشد، موضوع ناترازی تولید و مصرف و مدیریت منابع کشور است.بر اساس آمارهای موجود، مصرف روزانه بنزین کشور از میزان تولید داخلی فاصله گرفته و کشور با کسری روزانه حدود ۱۰ میلیون لیتر مواجه است؛ یعنی هر روز باید برای جبران این شکاف، چاره‌ای برای تأمین میلیون‌ها لیتر بنزین بیشتر اندیشیده شود.اما چرا این فاصله ایجاد شده است؟بخشی از پاسخ را باید در شرایط خاص ماه‌های اخیر جست‌وجو کرد.کاهش واردات بنزین در پی جنگ روسیه و اوکراین و تغییر شرایط بازار انرژی، تأمین بنزین از خارج را با دشواری و محدودیت بیشتری مواجه کرده است. از سوی دیگر، توقف یا کاهش جدی مراودات تجاری با امارات متحده عربی به دلیل نقش و دخالت این کشور در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز بر مسیرهای تجاری و تأمین برخی نیازهای کشور اثر گذاشته است.در کنار این عوامل خارجی، یک مسئله داخلی نیز وجود دارد که نمی‌توان از کنار آن عبور کرد: افزایش بی‌رویه خودروهای تک‌سرنشین و رشد مصرف بنزین در داخل کشور.سال‌هاست تعداد خودروها با سرعتی بیشتر از ظرفیت زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی افزایش پیدا کرده است. در بسیاری از شهرها، یک خودرو بخش قابل توجهی از روز را با یک سرنشین در خیابان حرکت می‌کند؛ در حالی که همان خودرو همان میزان سوختی را مصرف می‌کند که اگر چهار سرنشین داشته باشد.نتیجه روشن است: مصرف بالا می‌رود، تولید با همان سرعت رشد نمی‌کند و فاصله میان این دو بیشتر می‌شود.در چنین شرایطی، دولت ناگزیر است به سراغ ابزارهای مدیریت مصرف برود.افزایش نرخ سوم بنزین را نیز باید در همین چارچوب دید؛ تصمیمی که در کنار سایر سیاست‌های مدیریت مصرف، تلاش دارد مصرف مازاد و غیرضروری را کنترل کند و فشار موجود بر منابع سوخت کشور را کاهش دهد.نکته مهم این است که دو نرخ سهمیه‌ای همچنان وجود دارد و افزایش قیمت، متوجه مصرف خارج از سهمیه‌های تعیین‌شده است. بنابراین مسئله را نباید صرفاً «گران شدن بنزین برای همه» تعبیر کرد.اما یک واقعیت دیگر را هم باید پذیرفت؛ نمی‌توان انتظار داشت مسئله ناترازی بنزین فقط با افزایش قیمت حل شود.اگر قرار است مردم مصرف خود را مدیریت کنند، باید ابزار و امکان این کار نیز در اختیارشان قرار گیرد.دولت می‌تواند همزمان چند مسیر را دنبال کند:اول؛ دوگانه‌سوز کردن همه خودروهای دولتی.اگر قرار است سیاست مدیریت مصرف جدی باشد، ناوگان دولتی باید در خط مقدم این تغییر قرار بگیرد.دوم؛ ارائه تسهیلات مناسب برای دوگانه‌سوز کردن خودروهای شخصی.تسهیلات کم‌بهره، یارانه تبدیل خودرو و توسعه جایگاه‌های CNG می‌تواند شهروندان را به سمت استفاده از سوخت جایگزین سوق دهد.سوم؛ ایجاد مشوق برای استفاده از حمل‌ونقل عمومی.کاهش هزینه بلیت، توسعه خطوط اتوبوس و مترو، افزایش کیفیت خدمات و حتی ارائه مشوق‌های مستقیم به شهروندانی که استفاده از خودروی شخصی را کاهش می‌دهند، می‌تواند اثر قابل توجهی بر مصرف داشته باشد.چهارم؛ حمایت جدی از خودروهای کم‌مصرف، هیبریدی و برقی.تا زمانی که خودروهای پرمصرف سهم بزرگی از بازار را در اختیار دارند، کنترل مصرف بنزین دشوار خواهد بود.پنجم؛ افزایش ظرفیت تولید و کاهش وابستگی به واردات.مدیریت مصرف لازم است، اما در کنار آن باید ظرفیت پالایش و تولید فرآورده‌های نفتی نیز افزایش پیدا کند و البته یک مطالبه مهم از دولت باقی می‌ماند: شفافیت.مردم باید بدانند کشور چه میزان بنزین تولید می‌کند، چه میزان مصرف دارد، چه مقدار وارد می‌کند، هزینه واردات چقدر است و منابع حاصل از تغییر نرخ سوم در نهایت صرف چه اموری خواهد شد.واقعیت این است که افزایش قیمت هیچ‌گاه تصمیم محبوبی نیست. اما در شرایطی که کشور روزانه با کسری حدود ۱۰ میلیون لیتر بنزین مواجه است، نمی‌توان اصل مسئله را نادیده گرفت.امروز مسئله فقط قیمت بنزین نیست؛ مسئله این است که مصرف ما با منابعی که در اختیار داریم همخوانی ندارد.اگر این ناترازی مدیریت نشود، کشور ناچار خواهد بود هر روز منابع بیشتری را صرف تأمین بنزین کند؛ منابعی که می‌توانست در بخش‌های دیگری از اقتصاد، تولید، زیرساخت و رفاه عمومی هزینه شود.

بنابراین در کنار نقد شیوه اجرای سیاست‌ها، باید اصل مسئله را هم دید.مدیریت مصرف بنزین زمانی موفق خواهد بود که مردم احساس کنند قرار نیست تمام بار اصلاحات فقط بر دوش آنها گذاشته شود. دولت باید همزمان سهم خود را با اصلاح ناوگان، توسعه حمل‌ونقل عمومی، حمایت از خودروهای کم‌مصرف، دوگانه‌سوز کردن خودروها و افزایش ظرفیت تولید ایفا کند.در نهایت، هدف نباید صرفاً این باشد که بنزین کمتری مصرف کنیم؛ هدف باید این باشد که کشور کمتر بنزین هدر بدهد، مردم کمتر هزینه کنند و اقتصاد ایران کمتر برای تأمین انرژی مورد نیاز خود تحت فشار قرار بگیرد.این همان نقطه‌ای است که افزایش نرخ سوم، اگر با مجموعه‌ای از سیاست‌های مکمل همراه شود، می‌تواند از یک تصمیم صرفاً قیمتی به بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر برای مدیریت انرژی کشور تبدیل شود.

نویسنده
کمیل محمدی
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی فحش و افترا به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • موارد درگیری با کاربران در پاسخ به نظرات دیگر کاربران پذیرفته نمی‌شود.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *